هیچ کلمهی محبت انگیز و از این زبونهای نرم و شیرین ندارم. همیشه توی موقعیتهای حرف زدن با بقیه میمونم. وقتی ازم تعریف میکنن،وقتی یه قضیه رو برام تعریف میکنن و... پر از احساساتم ولی زبانی برای بیان ندارم. از طرفی احساس خوبی داره بنا بر این زبون چیزای الکی نمیگم ولی خب گاهی هم آزاردهندست که نمیتونم شدت احساسات درونیم و گاه قدردانی و محبت و.. رو به بقیه برسونم.
میخواستم از مهربونیشون تشکر کنم،بهشون تبریک بگم، بگم مرسی اینقدر مهربون هستید و از وقت و مکانتون میگذرید تا من رو خونه برسونید؛ ولی خب زبون من لال، کلمات بریده و مغزم گیج از چینش جملات. توی دنیای مجازی آدم نسبتا برونگرایی هستم و بهتر میتونم حرف بزنم ولی واقعیت؟ متاسفم... ممکنه حتی گاهی لکنت بگیرم از تنش یا ناتوانیهای زبونم برای تکون خوردن.