《دین، خدا و تمام اینها رو کنار بذار و (در مرحله اول) فقط به اخلاق پناه ببر》
اخلاق ارزشمندترین دارایی هر انسان هست. اخلاق، شکل دهندهی صفتی به نام "انسانیت" هست.
مفهوم حرفی که اول نوشتم، قشنگترین چیزی بود که دیروز شنیدم. تعریف میکرد که این حرف رو تو دانشگاه از استادی شنیده که خودش آدم معتقد و دینداری بوده. بدون هیچ کم و کاستی باید بهش درود فرستاد که اون فرد به این درک و روشنگری رسیده بود و حتی این جرئت رو داشت چیزی به زبون بیاره که در دید اول ابهت دین و اعتقاداتش رو زیر سوال میبره. هرچند حقیقت هم همینه. مومن بیاخلاق به چه دردی میخوره؟
نمازت رو بخون،روزه بگیر و زکات بده، خمسی که فقط یک جای قرآن بهش اشاره شده رو اصرار بورز و مهمتر از بقیه دستورات قرآنت بدون، برای پاداش کار خیر کن و به دیگران کمک برسون... چه فایده وقتی اخلاق نداری؟ این موجود دوپا بدون اخلاقیات هیچ و پوچه.
خودمونی بگم:
اگر اخلاقیات داری که دمت گرم. اگر نداری، برو یاد بگیر و مدارا کن. اگر هم مومن و معتقدی هستی که اخلاق نداری،باید بگم که تو مومن نیستی. اگر اعتقاد داری،با مردم به خوبی رفتار کن،آداب روبهرو شدن با هر فردی رو یاد بگیر و بدون که اخلاق نیک برتر از هزار نماز و روزهای هست که تهش با زبونت دل دیگران رو میشکنی. من که نمیگم،حتی دین هم به این اشاره داره. مومنی که این چیزها رو نداره، انجام دهندهی نصفهکارهای هست.
این مطلب کوتاه هم جا بدم بین حرفهام: درسته حرف از صداقته، ولی صداقت و رک بودن به این معنی نیست هرحرفی به ذهنت اومد و هرچی بود رو عینا بگی. به دیگران فکر کن،به احساسات و دیدگاهشون. لازم نیست همه چیز رو بگی و اگر هم خواستی بگی،دقت کن لحن و واژگانت چطور هستن.
(چند روزی هست که نمیتونم درست جملهبندی کنم؛حتی تو واقعیت.ولی همچنان اصرار روی پست گذاشتن دارم)