همیشه تلاش کردم آدم خوبی باشم. بهترین رفتاری که میتونم رو داشته باشم،کارهای خوب کنم، تو هر چیزی موفق باشم... و خب مطمئنا موفقیتآمیز نبوده.
چیزی گفته شد که یکم من رو به خودم آورد. من آدم خوبی هستم؟ نه نیستم؛ ولی این خوب نبودن به منزلهی بد بودن نیست. من از این نوع هستم و ممکنالخطا هستم. (جایزالخطا زیاد جالب نیست) ایراد نداره اگر اشتباه کنم؛ تا وقتی ازش درس بگیرم و تلاش کنم خودم رو ارتقاء بدم. درسته که کارهای گذشتم پاک و شسته نمیشن، ولی حداقل میتونم گذشتهی جدید و آینده بهتری برای خودم رقم بزنم.
تنها کاری که من و خیلیهای دیگه انجام میدیم سرزنش کردنه. خودمون رو فقط سرزنش میکنیم و میگیم نباید اینکار رو میکردی،نباید اینطور میشد و... بدون اینکه ریشه رو پیدا کنیم، بدون اینکه مشکل رو جایی به خاطر بسپاریم تا دیگه انجامش ندیم.
آدم تماما خوبی وجود نداره؛ همه ضعفهای خودشون رو دارن. قبول کن نمیتونی از بهترینها باشی چون "ترین" ای وجود نداره. چرا حتی حرفهای گذشته خودت رو فراموش کردی؟
همیشه از چیزی رو عمومی گفتن بدم میاد چون ممکنه نظرم تغییر کنه یا توی اون موقعیت شکست بخورم. ولی بیا امروز دیگه یسری قانون برای خودمون بذاریم (برای خودم درواقع).
۱.ذهنت رو خالی کن. دیگران هرطور هستن به تو ربطی نداره. فقط ویژگیهای مثبتشون رو میتونی با خودت زمزمه کنی و یاد بگیری
۲.حتی اگر شایعه بود،اتفاقی بود که افتاده، دست از تلاش برای فهمیدنش بردار. به تو ربطی نداره،سرگرم کننده نیست. خودت هم میدونی آخرش چقدر حالت بد میشه وقتی میفهمی.
۳.غیبت؟ دیگه این حرف رو نزن. حتی نگو از اینکه دیگران غیبت میکنن بدت میاد. فقط دور شو، فقط ناشنوا شو. وقتی جلوت اتفاق افتاد،به یه گوشه دیگه زل بزن و بگو: من فقط برای درس اینجام، من اینجام برای خودم، این قضیه هیچ ربطی به من نداره،چیزی برای شنیدن وجود نداره؛چون میدونی نمیتونی تغییرش بدی و همینطور نمیخوای مورد خشم و نفرت اونا قرار بگیری.
۴.آروم دور شو. نیاز نیست با همه بخندی و همشون رو راضی نگه داری. هیچ چیز مهم نیست، همونطور که قبلا نبوده.
۵.آدما نازن اما... دیگه اون اما رو ادامه نده.
۶.سکوت کن. عجله نداشته باش برای جواب دادن. همه چیز رو صاف و شفاف لو نده وقتی ازت میپرسن (خیلی سخته این بخش )
۷.فقط بس کن تعریف اتفاقات رو برای دیگران. فوقش یه جا برای خودت بنویس و نابودش کن. نیاز نیست آدما بدونن.فقط دردسره پر از سوتفاهم.