یه چیزی هست و اونم اینه که دوست ندارم احساساتم رو از مردم پنهان کنم. اگر اون زمان ناراحت باشم،میخوام نشون بدم ناراحتم یا اگر حرف فرد مقابل رو قبول ندارم یا باور نمیکنم، این رو نشون بدم، وقتی هیجان زدم، هیجانم رو نشون بدم و با بقیه به اشتراکش بذارم. فکر میکردم چیز خوبیه. هنوز هم امید دارم چیز خوبی باشه ولی وقتی فکر میکنم، بیشتر پشیمونیهام و خاطراتی که با فکر بهشون دلم میخواددنابود شم مربوط به زمانیه که احساساتی از خودم نشون دادم. چه شادی و هیجان، چه خشم، چه حالتی به نشان از "نه بابا،الکی میفرمایید." و تمام اینا.
آخر نمیدونم این چیز خوبیه یا نه. کدومش رو بهتره پیش بگیرم در نهایت؟ تعادل بین این دوتا کجاست و چطور هرلحظه حواسم بهش باشه؟ اینکه با مردم صاف باشی و هرچی دقیقا تو دل داری رو بریزی بیرون (با یسری ملاحظات) یا اینکه کلا احساس زیادی از خودت بروز ندی و با یه لبخند احوال پرسی کنی و خیلی عادی و بدون هیچ نوسانی توی زندگیت با اونا رو در رو بشی.
تجربه یا نصیحتی دارید که بتونه کمکم کنه؟ البته فکر نکنم تاثیری داشته باشه چون خیلی اوقات ناخودآگاه واقع واکنش نشون میدم و احساساتم مشخص میشه،گاهی هم مثل سنگ سختم انگار هیچی وجود نداره. اما از طرفی بالاخره آدم باید رو خودش کار کنه و تغییرات رو به عمل بیاره برای پیشروی.