چشمم به این "پست" خورد و الان شدیدا دلتنگ اون موقع هستم. غرق شده در داستان و قید زدهی مدرسه و تکالیف (زنگ تفریح برای همین موقعهاست). این جنگ ممکنه خیلی طول بکشه... حتی ممکنه کنکور هم بدم و هنوز اینترنتها برنگرده. ممکنه دانشگاهی بشم و برنگرده. این یعنی یه تابستون پر از درد. تابستونی که کاملا فراغ از درس و... میتونم باشم،تو بی اینترنتی و جنگ و بدبختی میگذره. که البته امیدوارم اینطور نشه ولی چشمم آب نمیخوره
تابستون امسال هم همین شد دیگه. جنگ دوازده روزه بود خب باشه اولاش بود ولی آثار بعدی و نگرانیاش اون قسمت از اوایل تابستون که آزاد بودم رو برد. بقیشم رفت پی نگران کنکور بودن و تلاش کردن که مثلا پخی بشم تو این مملکت