یه جایی میگفت حرف زدن درمورد مشکلات خانوادگی شرمگین میکنتت و حرف نزدن درموردش از درون پرت میکنه.
مشکل خانوادگی ندارم ولی دلم میخواد از دستشون سرم رو به دیوار بکوبم. زور یه نفر اینجا از دو نفر بیشتره چون به مزاجش خوش نمیاد. میدونم،خصلت خانوادگیمون به سمت خودخواه بودن هست،ولی حدی داره و میتونیم کنترلش کنیم. اما ایشون در دل خود این ویژگی رو پرورش داده و در کنارش تمسخرمون هم میکنه. دیوونه شدم از بس با اون لحن تمسخر و خنده حرفش رو تکرار کرد و تا چیزی میگی آمپر میچسبونه. قلدری محض.
بابت نوشتن درموردش عذاب وجدان دارم،ولی باید بدونیم این خشم نسبت به کارهاش هست نه وجود خودش.