جایی که میتونی خودت باشی و در کنار اون افراد احساس راحتی داری. نه خبری از ماسک هست و نه تظاهر.
این پست مخاطب داره. شاید روزی برای تک تکشون بفرستم...
امروز پی بردم که چقدر خوششانس بودم. خوششانس از پیدا کردن همچین آدمهایی تو زندگیم.
تقریبا قبل از کرونا بود؛۲۲ اسفند ۹۸ که از بین هزاران وبلاگ با یک مضمون، جایی رو انتخاب کردم و به عنوان نویسنده اونجا قبول شدم(حقیقتا گذشتهایه که نمیخوام کسی من رو بشناسه خ) و اونجا با افراد مختلفی آشنا شدم. حس تازهای داشت. بعضیها موندن،بعضیها رفتن و چند نفر هم... طرد شدن؛ولی درکل این جمع باقی موند. اون اوایل زیاد نخواستم موندگار بشم. فکر میکردم این هم تموم میشه؛ ولی نشد. هنوز دوستیم و حتی هم رو ملاقات کردیم -بعضیهامون بخاطر شرایط جغرافیایی و خانوادگی هنوز نه- و خب،من فهمیدم که واقعا دوستهام رو پیدا کردم. عاشق اون جمع هستم،تک تک افرادش و خاطراتمون، مسخرهبازیها، نمک ریختنامون و زمانهایی که کنار هم هستیم، چه از پشت صفحهی چت و چه دوش به دوش هم. امروز فهمیدم واقعا باید شکرگزار باشم از وجود و حضورشون.
مدتی هست که تاحدی دور شدم ازشون ولی هنوز قلبم براشون میتپه و میخوام بغلشون کنم. یه بار هم گفتم،کاش میشد قلبم رو در بیارم و بدم بهشون تا بفهمن چه احساسی نسبت بهشون دارم. واقعا خیلی خوششانسیه...
شاید تو موقعیتهای حضوری هیچوقت نتونم دوستی پیدا کنم؛ولی حداقل میدونم که اونا هستن. اونا دوستای عزیز و نزدیک،اما غریب من هستن.
و در آخر... دوستتون دارم. کاش یکاری بتونم براتون بکنم تا همیشه شاد باشید.
ویرایش:زمان چیز عجیبی هست. به یاد دارم قبل از کرونا عضوی از گروه شدم... ولی خط زمانی میگه اون زمان کرونا وجود داشته.