خیلیها قرار نیست از این مطلب خوششون بیاد و باهاش مخالفن. ادعایی درش ندارم و صرفا نظر من هست. اگر کسی متوجه حرفهای من شد و دلیل بهتر و منطقیای داشت دوست دارم بدونم تا از دست این افکار خلاص بشم(اگرمیرید ادامه،کامل بخونید مطلب رو)
یوگوسلاوی رو کسی یادش هست؟ کشوری از چند قومیت و پیوستگی اما در آخر بینشون جنگ شد و هرکدوم از هم جدا شدن. قومیتگرایی هیچ فایدهای نداشته جز جنگ، کشور داشتن هیچ فایدهای نداشته جز جنگ. میدونم. کشور و قومیتی داشتن که بهش افتخار کنی خیلی خوبه. احساس نزدیکی و خیلی احساسات مثبتی داره؛ ولی که چی؟ در آخر این جدا پنداشتن ما از هم موجب جنگها شده. ما چی بودیم؟ چی هستیم؟ آدم؟ چیزی شبیه به آدم؟
من تحصیلات تخصصی و خاصی ندارم،هیچ دیدگاه تحصیل کرده و دانایی ندارم. نه از اقتصاد خوندم نه از سیاست و جامعه شناسی. صرفا نظرمه. فقط یه هویت اجتماعی خوندم که اونم از دست و اجبار مدرسه بوده.دست خودم نیست ولی موقع خوندن نصف مطالب کتاب،حس میکنم هممون موش آزمایشگاهی هستیم. نه،چرا سختش کنم؟ هممون گاو و گوسفندهایی هستیم که اداره میشن ولی از گاو و گوسفندهای مزرعه بغلی متنفریم. نفرت بین گوسفندا خنده داره.بهمدیگه حمله میکنن که چی؟ علف که هست،آب که هست. چوپانهاشون میتونن به خوبی باهم کنار بیان ولی چیکار میکنن؟ این نفرت رو بیشتر میکنن، این دیدگاه رو به وجود میارن که بین گوسفندا و گاوها فرق هست. یکی علفاشو نمیده،یکی آبشو. یکی تشنگی میکشه یکی گرسنگی. یکی هم اون وسط دوتا چوپان دیگه رو خر میکنه و خودش همه چیزشو برمیداره میده به گاو گوسفندای خودش. گاو و گوسفندای بقیه مردن که مردن. مال من نیستن که.
نه نه اصلا نمیخواستم اینو بگم. منظورم رو بد رسوندم. فقط میخوام بگم به تاریخ نگاه کنی بیشترش از سر قومگرایی و نژادپرستی بوده جنگها. من آریایی هستم،او عرب است،یهود است و....
یکسری جنگها هم داشتیم بر سر اموال و دارایی و کشور گشایی. از دید من،میدونید چرا این اتفاق افتاد؟ چون کشورها،ملیتها، همدیگه رو از هم نمیدونستن.اون افراد بالاسری هم خودخواهی داشتن،حسادت داشتن،قدرت طلبی و طمع و بازهم طمع داشتن. مردم هم یسری گفتن ایول، میریم کشورگشایی یاد ما و تاریخ ما به جا میماند و...
امیدوارم کسی دلیل خوبی برای این کشور کشور بودن ما داشته باشه،چون من درکش نمیکنم. تلاش کردم بفهمم،ولی پیداش نکردم.
یه بار از یکی پرسیدم چرا مایی که هممون یه نوع هستیم (در ظاهر) به کشورهای متفاوت تقسیم شدیم؟ گفت بخاطر اینکه دنیا پهناوره،اگر یه کشور واحد بودیم ادارهی همه چیز سخت میشد،این امکانات رو نداشتیم و...
خب... من باز هم قانع نشدم. مگه همه چیز و هرکاری که ما میکنیم دست دولت و کشوره؟ مگه هر کشور باز برای خودش استان و شهرداری نداره؟ چرا این امکانات رو نداشتیم؟ اگر همه،همدیگه رو عضوی از هم میدیدیم،اونوقت همه چیز بهتر تقسیم نمیشد؟
میگید چه خیال خام و سادهای. مگه به همین آسونی هاست؟ باز دوباره یکی کنترل قدرت رو به دست میگیره، یه منطقه درخواست بیشتری میکنه و باز یه آشوب درست میشه. درست میشه؟تا وقتی آدما رو راضی نگه داری؟ اگر همه چیز به خوبی کنترل و رسیدگی میشد شک دارم... به تعداد کشورهایی که داریم،مسئول داشتیم برای هر مورد. یکی آب، یکی گاز، یکی امنیت و...
خودم هم این تصورات رو زیاد جدی نمیگیرم. لابد خیلیها قبل من بهش فکر کردن آره؟ ولی هیچکس بهشون گوش نداد و نتونستن دست به عمل بزنن تا ببینن چی میشه یا چی نمیشه. یسری هم اون وسط دوباره حرف از میهن پرستی و قومیت و رسوم میگن. خب که چی؟ نمیتونی برای خودت آداب و رسومت رو داشته باشی؟ چرا باید به همو بقبولونیش؟ اگر آدما توانایی پذیرفتن دیگری رو داشتن اینطور نمیشد. میگید خب آدما نمیتونن؟ من تاحالا تست نکردم، ندیدم کسی بچهها رو از بچگی اینطور اموزش بده که با همه چیز کنار بیاد.اگر نیومد و قصد داشت اونیکی رو نابود کنه،باهاش به طور قانونی برخورد بشه تا تبدیل به یه عادت و ذات بشه. تاحالا جامعه و انسانها اینکارها رو نکردن چون از همون اول از نظرشون بعید بوده. البته نمیگم با از بین رفتن همه کشورها و متحد شدن همه چیز گل و بلبله، چون نمیدونم چرا ولی آدمها نصفی ذاتشون به خرابکاری و جنگ و دعوا میره. کلا تنشون میخاره.
نیاز دارم یکی باهام بحث کنه به طور مسالمت آمیز و حرفهای قانع کننده یا تأمل برانگیزی بزنه تا من فکر کنم بهش و به نتیجهای برسم. تا شاید دست از این فکر که قومیت داشتن و کشور داشتن چقدر مسخرست دست بردارم. (من حتی امروزه هم تو کارهای عادی میبینم این قومیتگرایی داره به کجا کشیده میشه و رفتارهای مردم همین کشور خودمون باهمدیگه چطوریه)
گفتن اینا اینقدر ساده نبود. برخلاف چیزی که فکر میکنید من خیلی ترسو هستم. اینقدر ترسو که با اینکه منو نمیشناسید ولی از این حرفایی که دارم میزنم میترسم و نگران تفکرات بقیه درموردم هستم. ولی باید باهاش کنار بیام و این ترس رو بندازم دور. تا کی باید اهمیت داد و ساکت موند؟